محمد اشرف علوى عاملى
مقدمه 89
علاقة التجريد ( شرح فارسى تجريد الاعتقاد ) ( فارسى )
همچو رگ ريشه دوانيده به جانم غم تو * بسته بر گردن گل ، زلف كجت سلسلهها هستى شوق تو بيرون ز بساط هستى * بادهء عشق تو بيرون ز خم حوصلهها اشرف اين آن غزل جد تو اشراق بود « 1 » * اى به درگاه تو از قدس روان قافلهها « 2 » اى كه از سم سمندت ريگ اختر مىشود * بگذرى گر بر مزارم خاك من زر مىشود كس به پيش ابر جودت دست سائل را نديد * غنچه از فيضت نهان در پرده پر زر مىشود پيش فيض همّتت محروم چون گردد كسى * كز خطر افتاده ابروى تو گوهر مىشود « 3 » آن ماه دو هفته دلبر جانى من * آن يار عزيز يوسف ثانى من يك روز نكرد فكر شبهاى غمم * يك بار نگفت پير كنعانى من
--> ( 1 ) . اين غزل به استقبال غزل مير داماد به مطلع زير است اى به درگاه تو از قدس روان قافلهها * پيش طوف سر كوى تو خجل قافلهها همين غزل نيز توسط سيّد مرتضى ، فرزند صاحب ترجمه نيز استقبال شده است . ( 2 ) . بياض خانوادگى از مؤلف ( 3 ) . پيشين / 287